آیا تو آن نیمه ی گمشده ام هستی ...؟

هر انسان کتابی است در انتظار خواننده اش ... !

ع....ش.....ق ...... !!!!

 

 

عشق .... یعنی .....

لحظه های خیلی خاص .....

که خدا هم فکر ماست ......

همه ی دنیا اینجاست .....

یه شروع یه نگاه .....

عشق ..... یعنی .....

دو تا احساس بی تاب .....

به قشنگیه یه خواب ....

دو نفر توی یه قاب ....

یه نگاه تو چشمات دل من .......                    تو رو خواست ........

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم تیر 1393 ساعت 2:53 توسط عاشق |

من به دنبال نگاهی بودم ......

من نه عاشق بودم 

و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من 

من خودم بودم و یک حس غریب 

که به صد عشق و هوس می ارزید 

من خودم بودم و دستی که صداقت می کاشت 

گر چه در حسرت گندم پوسید 

من خودم بودم و هر پنجره ای 

که به سرسبزترین نقطه بودن وا بود 

وخدا می داند 

سادگی از ته دلبستگی ام پیدا بود 

من نه عاشق بودم 

و نه دلداده گیسوی بلند 

و نه آلوده به افکار پلید
 

من به دنبال نگاهی بودم    
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392 ساعت 14:8 توسط عاشق |

لیلی و مجنون .... !

خدا گفت: لیلی یک ماجراست، ماجرایی آکنده از من.
ماجرایی که باید بسازیش.
شیطان گفت: تنها یک اتفاق است. بنشین تا بیفتد.
آنان که حرف شیطان را باور کردند، نشستند
و لیلی هیچ گاه اتفاق نیفتاد.
مجنون اما بلند شد، رفت تا لیلی بسازد
خدا گفت: لیلی درد است. درد زادنی نو. تولدی به دست خویشتن.
شیطان گفت: آسودگی ست. خیالی ست خوش.
خدا گفت: لیلی، رفتن است. عبور است و رد شدن.
شیطان گفت: ماندن است. فرو رفتن در خود.
خدا گفت:‌لیلی جستجوست. لیلی نرسیدن است و بخشیدن.
شیطان گفت: خواستن است. گرفتن و تملک.
خدا گفت: لیلی سخت است. دیر است و دور از دست.
شیطان گفت: ساده است. همین جایی و دم دست.
و دنیا پر شد از لیلی های زود، لیلی های ساده و اینجایی
لیلی های نزدیک لحظه ای
خدا گفت: لیلی زندگیست زیستنی از نوعی دیگر
لیلی جاودانگی شد و شیطان دیگر نبود

مجنون، زیستنی از نوعی دیگر را برگزید و می دانست که لیلی تا ابد طول می کشد ....

عرفان نظر آهاری

 

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1392 ساعت 9:43 توسط عاشق |

تسلیت ..... !

به خاطر شهادت مولا و امام و اقا و سرورمون به همه تسلیت ..... از امشب بود که قصه ی یتیمی همه ی عالم شروع شد ...... !   

 

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1392 ساعت 13:14 توسط عاشق |

احسان علیخانی عشق من .............!

دوباره ماه رمضون شروع شد این جیگر منم اومد .......

یعنی عاشقشم در حد تیم ملی والیبال ایران .................

خدایی استایل و قیافه و پرستیژ و داری .............؟؟؟!!!!! ایعنی برد پیتم انگشت کوچیکش نمیشه .......

جان تو فکر کنم خدا سر این وقت اضافی داشته نشسته اینو نقاشی کرده ........

خیلی ججججججیییییییییگگگگگگگگگگگگگگررررررررررررممممممممهههههههههههه ..................!

یرنامه اشم عالیه تا چشم حسوداش دراد ........ عشقم .........!!!!!!!!!!!!!!

لعنتی تو چشماش نگاه میکنی کلا مخت هنگ میکنه .........

ساعت فراری و انگشترش تو حلقم ...........................................................

امیدوارم و براش دعا می کنم هر جا هست موفق باشه ........ خدا همیشه نگه دارش باشه .... عشقم .....!

 

اینم تولد امسالش بود ... سی ساله شد ..... عشقم مبارک باشه ۲۰۰۰۰۰۰۰۰ ساله بشی .......!

اینم عکسش واسه مجله ی ایده آل .....! یعنی پرستژ رو داری .................؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!

اینم مامانشه ........... امیدوارم همیشه سایه اش بالاسر عشقم باشه ........!!!

 

چشماشو نیگاااااااااااا ............... یعنی دیوونه میکنه هااااااااااااااا......................!

جان من دقت کردین به ابروهاش ...؟ برنداشته و جه قدر جیگره ...... مرد واقعی یعنی این ..... خودش باشه نه مثل دخترا ..... اونوقت جذاب ترم هست .............. واسه همین مردیشه عاشقشم دیگه ...........عشقم .....!!!!

وااااای خلاصه که عاشقشممممممممممممممممم......! خفن ........

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1392 ساعت 2:38 توسط عاشق |

زود برگرد ...... !!!!

يادتــــــــ باشد ؛
مــــــــــن اينجا،
کنار همين روياهاي زودگذر،
به انتظار آمدن تـــــــو ،
خط هاي سفيد جاده را مي شــــــــمارم … !

منتظرت میمانم .......

زود برگرد .........!!!!!

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1392 ساعت 15:49 توسط عاشق |

بی تو هرگز ...!

از شب پرسیدم برای کسی که دوستش دارم چی بمویسم ؟؟؟

                                گفت بنویس :

                         بی تو فردایی ندارم ....!  

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1392 ساعت 0:23 توسط عاشق |

لجبازی ..... !

عاشق لحظه هایی هستم که دلت برایم تنگ میشود و میخواهی با شیطنت  مرا به آغوش بکشی .....

و من نمیگذارم و تو اصرار میکنی ....

عشقم آغوش و بوسه ات با لجبازی بیشتر میچسبد .........!!!!!

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1392 ساعت 0:16 توسط عاشق |

یار ....!

عاشقی ان نیست که یک دل به صد یار دهیم

عاشقی ان است که صد دل به یک یار دهیم ..... !

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1392 ساعت 21:54 توسط عاشق |

شخصیت .... !

حالا هر چی میخوای زور بزن . تو همونی هستی که خودتم میدونی . ....!

+ نوشته شده در شنبه یکم تیر 1392 ساعت 1:56 توسط عاشق |